عشق مامان + عشق بابا = ... تو ...

هفته چهاردهم و اغاز سال 1394

1394/2/6 19:24
نویسنده : سما
110 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عشقم

سیزده هفته از حضور پر از مهرت گذشت و اغاز سال نو همزمان شد با اغاز هفته ی چهارده.امسال عید ما میزبان عمه ارزو و شوهر عمه بودیم.میخواستن از مشهد بیان پیشمون و واسه سال نو سورپرایزشون کنیم و خبر اومدنتو بدیممحبت

امسال لحظه سال نو ساعت 2 بامداد شنبه یک فروردین بود و همگی خونه بابابزرگت جمع شدیم.کلی دور هفت سین عکس گرفتیم و حرف و خنده و...

دقایقی قبل لحظه سال تحویل خاله سمیرا غیب شد و رفت تو اتاقش و همینکه سال تحویل شد همه در حال تبریک گفتن و ماچ و روبوسی بودیم با یه سینی اومد بیرون و رفت سمت عمه ارزو...تو سینی یه سبزه فینگیلی یه جفت کفشای فینگیلی الستار که ولنتاین برات خریده بود گذاشته بود و داد دست عمه ارزو.عمه تا چند ثانیه هنگ بود و نمیفهمید موضوع چیه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!چشمک تا اینکه یهو شصتش خبردار شد و طفلی از خوشحالی زبونش بند اومد...در چشمی بهم زدن همه فامیلای پدری فهمیدن و بهمون تبریک گفتن .دیگه دنیای و وایبر سرعت رو میبره بالاچشمکزبانعمو مجتبی و زنعمو هم از سوئد زنگ زدن و کلی شادی کردن.اونموقع هم ماندانا کوچولو تو دل مامانش بود و قرار بود بدنیا بیادمحبتخلاصه امسال عید خیلی بیاد ماندنی شد چون تو اومده بودی و دنیایی شادی اوردی.چقد عید خوش گدشت.همش با خاله سمیرا و عمه ارزو اینا و دایی سعید اینا میرفتیم تفریح و همش بین خاله سمیرا و عمه ارزو واسه تو کل کل بودچشمکخندونکتو هم تو دل من بال بال میزدی و خوشحال بودی عشقممحبت

پسندها (4)

نظرات (1)

baba
14 اردیبهشت 94 11:39
قربون هر دوتاتون
سما
پاسخ
ممنون عشقم