آخرین هفته از ماه هشتم یعنی هفته سی و سه
سلام جوجوی مامان
یه مدتی نبودم اینجا نبودم ولی لحظه لحظه وجودم با توست.اومدم بهت بگم تو این چند هفته چه خبرایی بود
سرویس چوبت اومد
بابایی دیوار اتاقتو رنگ صولتی زد
رفتیم تهران واست خریدای خوشمل خوشمل کردیم
الانم مامان جونی در حال دوختن پرده های اتاقته
همین روزا هم بریم واسه کف اتاقت فرش بگیریم
لگدات محکمتر شده و منو اسیر خودت کردی وروجککککک.ادیتاتم زیاد شده
شبا از درد کمر خواب ندارم ولی عشق تو تمام سختیا رو واسم لدت بخش کرده.یکی دو بار خوابتو دیدم.وااااااای جیگر من
بابایی خیلی هوامو داره و همیشه میگه دخمل بابایی.تا صدات میزنه شروع میکنی به لگد زدن
هنوز نیومده دوتایی رفتین تو یه تیم

دختر قشنگم قراره دکترت هفته دیگه تاریخ دقیق زمینی شدنتو بهم بده
ومن تا اونروز به شوق دیدن فرشته اسمونیم رو ابرا پیش تو هستم تا بیای زمین و دنیا رو برامون بهشت کنی...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

آخرین هفته از ماه هشتم یعنی هفته سی و سه
